السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
81
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مصداق خلط كردهاند و گمان بردهاند كه قول به اشتراك معنوى وجود ، يعنى مصداق وجود در واجب و مصداق وجود در ممكن ، يكسان و برابر هستند . در حالى كه ما مىگوييم معناى وجود و هستى در اين دو ، يكى است ، گرچه چگونگى وجود اين دو ، در يكى به نحو وجوب است ، و در ديگرى به نحو امكان . و مصداقاً و خارجاً با هم در سنخ موجوديت اختلاف دارند . دليلى كه در رد اين سخن اقامه مىكنند اين است كه ما وقتى مىگوييم : خداوند موجود است ، آيا از كلمه « موجود » معنايى مىفهميم يا نمىفهميم ؟ اگر نمىفهميم ، پس فهم ما در خصوص ادراك بود يا نبود خداوند به بنبست و توقف رسيده است كه اصطلاحاً آن را تعطيل مىناميم . و اگر معنايى از كلمهء موجود مىفهميم و آن معنا برابر است با معناى موجود در ساير استعمالات ، پس وجود ، مشترك معنوى است و در همه جا يك معنا دارد . و اگر معناى آن ، نقيض معناى موارد استعمال ديگر است ، پس وقتى مىگوييم : « خداوند موجود است » در واقع گفتهايم « خداوند معدوم است » ، يعنى معنايى را فهميدهايم كه نقطه مقابل و نقيض معناى وجود ، در موارد ديگر است . و اين هم بالبداهه غلط است . پس راهى براى ما نمىماند مگر آنكه بگوييم وجود از نظر معنا در همه جا يكسان و برابر است و به عبارت ديگر ، مشترك معنوى است .